خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یک غزل اشک
هنوزم از تو نوشتن دستو می‌لرزونه
حتی جست‌وجوتو کردن منو می‌ترسونه

پیش این بی‌باورا اسمتو بردن سخته
خنده‌ی ناباورانه‌شون به من آسونه

من هنوز حسرت گریه به شبام ماسیده
بغض بی‌اشکو ببین که پلکو می‌پوسونه

من یه ساحل گریه دارم در افق خوابیده
چرا این باد مخالف رو نمی‌گردونه

بغض خشکیده‌مو تو بشکن و پرواز بده
اشکی که ستاره می‌شه شبو می‌سوزونه

من از این اشک به از تو به خنده می‌رسم
خنده هم در غیبت تو پشت لب می‌مونه

ای تو پیروز نبرد من و من روشن باش
که یه روز شعله‌ی تو سکوتو می‌سوزونه

کوتاه، کلافه، هنوز امیدوار

وقتی از حسرت بوسیدن و بغل کردن و گرفتن دستت، اونقدر کلافه می‌شدم که دوست داشتم می‌شد مثل بچه‌ها زار بزنم و پا به زمین بکوبم، فکر نمی‌کردم یه روز از حسرت از دور دیدنت حتی با همون حسرت، اینقدر کلافه بشم که باز دوست داشته باشم بشه مثل بچه‌ها زار بزنم و پا به زمین بکوبم.

راستی! قاصدکی که بوسیدم و بوسیدم و برات فوت کردم، بهت رسید؟

- سیاوش!؟    - حاضر حاضر.

به بــــــه، سلام به دوستای خیلی خیلی عزیزم..

من دوباره برگشتم. قرار بود برگردم دیگه، نه؟ اینطور که خودم یادمه، قرار بود برگردم. به هر حال برگشتم. برگشتم تا باز همراه هم باشیم. همراه باشیم، چون من که از این همراهی خیلی لذت می‌برم. هرچند که دوست داشتم اینقدر دیر نشه و بتونم پیش از ۱۸ تیر به وبلاگ برسم، ولی حیف که نشد.
اما یه پوزش بزرگ هم به همه‌تون بدهکارم بابت این که گفته بودم تو این مدتی که نیستم و نمی‌نویسم، سعی می‌کنم دست‌کم بهتون سر بزنم و کامنت بذارم، که متاسفانه نشد و این کار رو نکردم. پس با اجازه همین حالا این بدهی سنگین رو پرداخت می‌کنم و ازتون به خاطر این بدقولی جداً پوزش می‌خوام. ببخشید. از این به بعد هم تلاش می‌کنم تا اگه واقعا مطمئن نیستم که می‌تونم کاری رو انجام بدم بیخودی وعده‌شو ندم. حالا هم که اومدم سعی کردم خیلی سریع و اجمالی نوشته‌های اخیرتونو نگاهی بندازم تا خیلی هم از غافله عقب نباشم.

و اما بریم سراغ سپاسگزاری من از شما که فراموشم نکردید و تو این مدت سراغ اینجا هم اومدید. خیلی خیلی خیلی ممنونم؛ خصوصا از مرمر عزیز که دیدم بیشتر اومده و یادم کرده (البته مرمر جان انگار تو هم مثل خودم تو ریاضی خیلی قوی نیستی ؛ چون تو این نگاه اجمالی، دیدم که روز یازده تیر نوشتی لینک دوستانی که بیش از سه ماهه ننوشتن و حتی سر هم نزدن حذف شد! و لینک منم حذف کردی!! در صورتی که اگه یه کم دقت کنیم، در اون تاریخ هنوز غیبت من به سه ماه نرسیده بوده و با توجه به ۳۱ روزه بودن ماههای نیمه‌ی اول سال، روز ۱۱ تیر، دو ماه و دوازده روز از نبودن من می‌گذشته. حتی امروز هم که برگشتم باز با توجه به همون ۳۱ روزه بودن ماهها و در نظر نگرفتن خود امروز، غیبتم شد دو ماه و سی روز. پس هنوزم سه ماه نشده.  ولی در هر حال از تو بسیار سپاسگزارم چون وقتی بعد از این مدت اومدم و پیامهای زیبای دوستای خوبمو دیدم، فهمیدم که تو از همه بیشتر سر زدی و خلاصه کوتاهی از من بوده).

در مجموع امیدوارم دوباره همه با هم همراهی خوبی مثل گذشته و حتی بهتر از گذشته داشته باشیم.

در آخر هم خوبه یادی کنیم از خسرو شکیبایی. هنرمند خوبی که دیروز خبر بد درگذشتش رو شنیدیم. روحش همیشه شاد و آرام باد. و چه بد که این دو سه سال اخیر اینقدر هنرمند در داخل و خارج از خانه از دست دادیم. امیدوارم که از این به بعد دیگه شاهد از دست رفتن هنرمندی نباشیم.

درود بر شما،
ممنون از همراهی‌تون،
و همیشه‌ی خوبی داشته باشید...

-سیاوش!؟   -غایب.

درود بر دوستان خوبم..
اینبار راستش می‌خوام از غیبت دوباره‌ی خودم به علت شلوغ بودن سرم و کمبود وقت برای نوشتن تو وبلاگ و رسیدگی به اون خبر بدم. دفعه‌ی گذشته که چند ماه پیش بود و مدتی غیبت داشتم بی‌خبر رفتم، اما اینبار خواستم مؤدبانه‌تر باشه و غیبتم ناگهانی و بی‌خبر نباشه. البته پیش‌بینی می‌کردم که دوباره مجبور بشم چند وقتی رو غایب باشم، اما فکر نمی‌کردم از حالا آغازش کنم که به هر حال چاره‌ای نیست، ببخشید.
این وقفه در وبلاگ، احتمالا دو-سه ماهی طول می‌کشه، ولی چون دلم براتون تنگ می‌شه و این مدت هم اصولا کم نیست، همه‌ی کوشش خودمو می‌کنم که این مدت رو کمتر کنم. ضمن اینکه تو این چند وقت هم از هر فرصتی که پیدا کنم برای سر زدن به دوستانم و کامنت گذاشتن استفاده خواهم کرد. و همه‌ی تلاشمو هم می‌کنم که بازگشتم بهتر و با دستی پرتر باشه. دو-سه تا نوشته هم که ایده و چارچوب کلی‌ش تو ذهنم بود و می‌خواستم تو این مدت بنویسم، پس از بازگشت می‌نویسمشون.
در آخر هم امیدوارم پوزش فراوون منو به خاطر این غیبت بپذیرید و منو ببخشید. همونطور که گفتم تو این چتد وقت از هر فرصتی که پیدا کنم برای سر زدن به شما و حرف زدن درباره‌ی نوشته‌های زیباتون استفاده خواهم کرد. پس تا دوباره برگشتنم از همراهی نازنین و همیشگی‌تون خوشحال و سپاسگزارم.

همیشه‌ی خوبی داشته باشید...